از در و دیوار اینان پول می بارد؛
دومین معاون وزیر نفت عراق هم بازداشت شد (بخش سوم)

علی صفری
بازداشت متهمان به اختلاس از اموال ملی در عراق همچنان ادامه دارد، در این میان بامداد امروز علی المعارج معاون امور پخش وزارت نفت هم بازداشت و فقط از منزل وی نزدیک به ۱۵ میلیون دلار پول نقد کشف و ضبط شد. روز گذشته نیز خانم عالیه نصیف نماینده مجلس عراق و معاون سابق (هیأت النزاهه) گروه شفاف سازی مالی به اتهام دریافت رشوه و اختلاس دستگیر و روانه زندان شد، تا این لحظه از محل سکونت این خانم نماینده چند ده کیلوگرم طلا به همراه ۷۸ میلیون دلار پول نقد و در یکی از خانه باغ های او ۱۰ رأس اسب به ارزش هر رأس ۵۰۰ هزار دلار، کشف شد. از سوئی حسین مونس نماینده مجلس فعلی از فراکسیون معروف به حزب الله به اتهام دریافت رشوه و اختلاس بازداشت و روانه زندان شد. پسر خانم عالیه نصیف که مدام در سخنرانی و مصاحبه های خود از کسری بودجه می نالید و از طبقه محروم دفاع می کرد، او نیز در مظان اتهام و تحت پیگرد قرار گرفته است. او رئیس دفتر محمد السودانی نخست وزیر سابق عراق بوده است. قرار است در مرحله نخست از تعقیب اختلاس گران ۲۰۰ مقام عراقی شامل مدیر کل، وزیر، نماینده مجلس، قضات و روزنامه نگاران دستگیر و محاکمه شوند، اما خبرها از فهرست تحت پیگرد هزار مقام از جمله تعدادی نهنگ حکایت می کند که می بایستی یا داوطلبانه تسلیم شوند و پول های اختلاس شده و رشوه گرفته را که در زیرزمین یا روی دیوار پنهان کرده اند برگردانند که در نهایت در احکام مجازات آنان تخفیف اِعمال می شود یا نه بر اساس شدت عمل، تحت تعقیب، بازداشت و به اشد مجازات خواهند رسید. گزارش ها حاکیست که تعدادی از متهمان ار عراق به خارج از این مملکت گریخته اند که اسامی آنان به اینترپل (پلیس بین الملل) ارائه شده است. بر پایۀ این حقایق و بنا به تأکید آقای برهم صالح رئیس جمهور سابق عراق، مبلغ به غارت رفته این کشور که توسط مقامات به خارج از عراق منتقل شده ۱۵۰ میلیارد دلار برآورد می شود. همان گونه که پیشتر اشاره شد متأسفانه بسیاری از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران میهن پرست و باشرف که در مقاطع مختلف به این چپاول ها و فقر شبه مطلق میلیون ها خانواده معترض می شدند با پرونده سازی سر از زندان در می آوردند یا سرنوشت نامعلوم (ی) پیدا می کردند. اینک نهنگ ها هم تحت پیگرداند؛ یا پول های چپاول کرده را برمی گردانند یا … به سرنوشت نامعلومی گرفتار خواهند شد. در حالی که از در و دیوار اینان پول می بارد می گویند باید از آن پیرزنی که برای زنده ماندنش لب کوچه ای نشسته به امید لقمه نانی،خجالت کشید یا از آن کودک ۹ ساله ای که روزگار، مرگ پدر، او را خیلی زود مرد کرد، شرم کنند و این حکایت همچنان باقی است…
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.









ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰