تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶

علی صفری

بی تردید گفتمان مستقیم یا باواسطه ای که در ماه های اخیر میان تهران و واشنگتن در جریان بود تا بدین لحظه به فرجام نیک رسیده است. اعلام آتش بس شد و در نهایت با حل و فصل اختلافات از طریق مذاکره به نتیجه رسیدند و اینک سپس یادداشت تفاهم (ی) امضاء کردند که کم کم و از پس فردا به توافق (ی) منجر خواهد شد که همه جوره قطعاً اکثریت ملت ایران و اهالی محترم منطقه بدون حتی یک استثناء از آن سودمند می شوند که بهترین آن در وهله نخست بازگشت ثبات و عادی شدن شرایط زندگی خواهد بود. همان طور که  قبلاً اشاره شد مردم آگاه ایالات متحده در تظاهراتی چند میلیونی نشان دادند که مخالف جنگ اند. اصولاً رأی آنان به آقای دونالد ترامپ هم، همین سیاست نه به جنگ بود، سپس رئیس جمهور ایالات متحده خیلی راحت و شفاف این حقیقت را پذیرفت و گفت که مردم (ما) مخالف جنگ هستند، اما رسانه ها در دو جامعه اتحادیه اروپا و آمریکا هم دست روی دست نگذاشتند و پا به پای مردم این دو‌ قاره به بیان حقیقت پرداخته و در سنجه های معتبر، نفرت خود را از جنگ اعلام کردند، جالب تر این که حکمرانان این کشورها به وبژه در کاخ سفید همواره بر حل و فصل اختلافات از طریق مذاکره تأکید کرده اند. آخرین سنجه هم نشان می دهد مردم همۀ ایالت ها به نسبت ۷۰٪ شاید کمی بیشتر یا کم تر، خواستار توقف جنگ شده بودند. اکثریت مردم ایران هم ثابت کردند که جنگ نمی خواهند. موضوع به احساس قدرت یا ترس و لرز نیست، بلکه به علت وقوع جنگ و نتیجۀ آن که تاحد بسیار زیادی قابل پیش بینی بود و البته خیلی راحت قابل عبور بود برمی گردد. بر اساس آخرین داده ها و بر مبنای حقوق و روابط بین الملل، آن چه که تنظیم گر داد و ستد کشورهاست، احترام متقابل است، دنبال نقاط مشترک و از این حرف ها رفتن تنها آب در هاون‌ کوبیدن است. غیر از این بود همین دو کشور همسایه ۸ سال رو در روی هم قرار نمی گرفتند و این همه تلفات و خسارت به بار نمی آوردند که متأسفانه تا همین امروز برای خزانه ملی هزینه داشته است. حالا هم تنها فصل مشترک بین این دو کشور، احترام متقابل است همین و بس، غیر از این تر موضوع شخصی خواهد بود که چگونگی آن به تصمیم افراد بستگی خواهد داشت و این یعنی از نظر سیاسی و جامعه شناسی هیچ ارتباطی با منافع ملی نخواهد داشت. یک اشاره کنم پس از چند صحنه، اینجانب روزنامه نگار، حقوق و چارچوب های خود را بر مبنای پایه هایی تشخیص و عمل خواهم کرد و این یعنی بلدیم و به آرشیو خاطراتم اضافه کنم، پس نه قبیله گرایی برای امثال نگارنده اهمیت دارد و نه مصلحت کذا، امیدواریم در بسیاری از لایه های مملکت به ویژه در چگونگی اداره آن که کم کم بدان اشاره خواهد شد، تغییرات، اصلاحات و تحول را ببینیم. برخی ها جای خود را پیدا کنند و برگردند به همان جا که خیز برداشتند تا نیازی به اعلام تکرار خطاها به ملت بزرگ ایران، نبینیم. از مردم محترم آمریکا به خاطر مواضع آگاهانه خود سپاسگزار باید بود. در یادداشت بعدی به سمبوسه های صدا و سیما خواهیم پرداخت و مفهوم الگوگیری.
خروج از نسخه موبایل