علی صفری

مرور روابط ایران و آمریکا نشان می دهد که این دو کشور حتی در اوائل دهه ۵۰ دستخوش فرودهائی بوده است. ارزیابی نتایج تحقیقات پژوهشکده های Research institute  معتبر و واقع بین ثابت می کند که بر خلاف تصور، روابط واشنگتن – تهران در دهه ۵۰ نیز گل گفتن و گل شنیدن نبوده بلکه میان این حکمرانی گاهی دیپلماسی diplomacy شکر آب هم حاکم بوده اما هر گاه به دلایلی، بی تردید مبنای سیاست کشورها نسبت به سایر حکمرانان متفاوت است. بسیاری بر اساس نگاه ملت ها بر حاکمیت (ها)+ sovereignty روابط خود را با دولت ها تنظیم می کنند. نگاه برخی دیگر اما بر مبنای تحولات درون زای خود، نشان داده است. این یعنی پایۀ سیاست گذاری دولت ها را ملت ها تنظیم می کنند. هر گاه ملت ها با اکثریت رأی خود مشروعیت بخش حکمرانان باشند، قطعاً نگاه سایرین به آن سرزمین متفاوت خواهد بود. اینک نباید در سیاست خارجی راهبردی، تعلل کرد. تصمیم مهم را به پس از ها، نباید سپرد. برای مثال چالش بر سر روابط دو ملت ایران و آمریکا به ویژه در برخورداری بخش خصوصی از هم، قابل حل به نظر می رسد. اراده هر دو‌ سو نبز همین را تداعی است. بنا بر این از همین الان لازم است سرنخ یک به یک از چالش ها challenge و تنش های دو‌ جانبه را دنبال و بر مبنای داده های  قابل درک، به حل و مهار آن پرداخت تا کم‌کم‌ آینده ای شفاف و روشن در روابط دو کشور تجسم یابد. به نظر مهمترین پالس این گره درگیر شدن بی اندازه در آسیب هائی است که در صورت واکاوی، حقایق بی شماری به همراه خواهد داشت.
خروج از نسخه موبایل