جنگ را نباید به یک روزمرگی everyday life در آورد، به مانند چیزی شبیه به یک عادت. با جنگ نباید سر ملت ها شرط بست و هزینه کرد. جنگ حتی برای طرف پیروز آن تلخ (ی) bitterness است. اینک شرط می بندیم که دو ملت بزرگ و صاحب نام، چه در حال چه در گذشته یعنی ایران و امریکا در صورت استانداردسازی Standardization یک شفافیت عمومی به نسبت ۷۰٪ شاید خیلی بیشتر یا کمی کمتر مخالف جنگ اند. ملت ها به نیکی بلدند استیفای حق vindication of right کنند. در فاصله مطالبه تا استیفاء، تنها هزینه ای که می بایستی پرداخت، زمان است و این صحنه برای همۀ کشورهای جهان کاملاً یک رویداد داخلی است اما غرب آسیا که اینک از ۲۰۲۳ تا به این لحظه که در نتیجۀ یک عمل نسنجیده با پیامد انسانی و اخلاقی برای همۀ طرف ها بدون استثناء رخ داد، در تنش است. ملت های آن بدون استثناء حق زندگی دارند. این حقیقت را منشور سازمان ملل متحد نسبت به همۀ اعضای خود گوشزد کرده است. از طرفی ما روزنامه نگاران و خبرنگاران Reporters and journalists هم البته اگر واقعاً این کاره ایم، چه در این مملکت چه در ایالات متحده یا هر جای دیگر نمی بایستی آتش بیاران معرکه ای باشیم که می دانیم در نهایت دود آن به چشم ملت ها خواهد رفت. شرف حرفه ای Professional honor را نباید قربانی احساسات یا کینه توزی حزب، فراکسیون یا منش سیاسی خود کنیم. جنگ حتی برای طرف پیروز برآیندی جز نفرت، کینه و در نهایت هزینۀ بیجا ندارد.آن چه که در حال اتفاق است قابل مهار و پایان است، راحت تر از هر تصمیم. روزنامه نگاران همواره در معرض سنجه افکار عمومی اند Public opinion، این روال طبیعی است، اما معمولاً طرف هائی به هر نام و نشان با هر انگیزه و حس (ی) مخصوصاً در عدم همسودی یا همسوئی برای تخریب آنان از هر نیرنگ استفاده می کنند. ما ششدانگ حواسمان هست و پرت نیست، ما کار خود را بر اساس وجدان و شرف حرفه ای با هر هزینه یا آسیب (ی) هر چند قبلاً پیش پرداخت کرده ایم، جلو خواهیم برد. طرح این پرسش از آقای دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده که آیا از بمب اتم استفاده خواهید کرد یا نه؟ سؤالی است احمقانه، تحریک آمیز با انگیزۀ از قبل چیده شده و گر نه پرسشی در این سطح چه برآیند یا معنائی می تواند داشته باشد؟ به نظر با کمی تأمل تر، اینک تا یک توافق agreement چند گام بیش نمانده و این یعنی این که ثبات و آرامش دست یافتنی است. تحت هر شرایطی مسیر پیش رو گفت و گو است که باید، مستمر طی کرد. واژگانی به مانند آخرین فرصت، دور آخر، پایان دیپلماسی، مهلت پایانی و از این دست عبارات در روابط بین الملل International relations منسوخ سده است زیرا تجربه ثابت می کند پس از یک تنش یا بحران، طرف های متخاصم باز هم به نقطه ای بر خواهند گشت که از همان ابتدا می باید، نقطه ای آغازین تر از دیپلماسی و گفت و گو که بر مبنای اصول منشور در پیوست حقوق بین الملل International law گره خورده، وجود ندارد. آن چه که مطرح شد محتوائی است قابل سنجه. نگارنده به عنوان یک خبرنگار هر جا که باشیم دیدگاهمان از همان آغاز نخستین خبر خود که کم کم با تلاش و با وجود موانع از جمله عناصر فاسد و خودسر بعدها به یک رکورد در آمد و در لندن به عضویت یک برند بین المللی در آمدم، همین بوده و قطعاً با در نظر گرفتن سنجه اکثریت ملت همین هم خواهد ماند. خدا ایران را همین طور امریکا را و… از هر گونه آسیب دور کند.