اصل جهان بینی را که مرور می کنیم، انسان در مفهوم اندیشه هیچ گاه به بن بست نرسیده است چرا که فلسفۀ خلقت Philosophy of creation با وجود اصل نسبیت، نگاره ای غیر از آن را ناممکن کرده است. اصولاً بافت ذهن انسان ها این جنبش نا بن بست را خلق و سپس با معنائی هدف دار، سمت و سو بخشیده است. تمدن civilization هرگز آفریده رادیکالیسم radicalism نبوده و نیست. اگزیستانسیالیسم Existentialism و فلاسفه آن را چنانچه بر مبنای اصل نسبیت مطلق مرور کنیم، در خواهیم یافت اینان چه زود به این حقیقت رسیده اند که با وجود حق اختیار، انسان ها مسؤول کردار خویش اند، نه هستی، نه سرنوشت fate و نه طبیعت نقشی در آن نخواهد داشت. انسان در این معنای طمطراق از حکمران گرفته تا تک تک افراد جامعه و … پس طبیعی است که انسان ها مثل هم، هم اندیش نباشند، مگر در دابره ای فلسفی و آن مسؤولیت پذیریresponsible هم از هم. چنین خاستگاه (ی) یک واقعیت را فاش می کند که معمولاً بسیاری از پیش داوری ها و پس از آن داوری ها به نسبت خطای بالا همراه است.شکل گیری تمدن بشر از دیرباز نیز بر مبنای همین حقایق رخ داده که ماندگاری آن در جوامع مختلف، متفاوت نشان می دهد. یک تمدن راست قامت هر گاه با هرج و مرج Chaos و تنش فکر انسان آن برخورد کند، افول خواهد کرد. یکی از مهمترین عناصر چنین برایند اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ذهن رادیکال در مفهوم جامعه و حکمران بوده و هست. پس با نوپردازی یا به عبارتی Modernism در مفهوم می توان قید رادیکالیسم را زد و تمدن خود را به جای تئوری رویاروئی به سبک اندیشه پر ریسک هانتیگتون P. Huntington به ذات واقعیت یعنی نیک اندیشی ما انسان ها ،بازگرداند. طرح بروز شده گفت و گوی تمدن ها می تواند به داد بی داد جامعه بشر امروز برسد. فلسفه ای که مانع از تک روی برخی اپدیشه های ویرانگر شود. اصل بر گفت و گو است زیرا منشور ملل نیز که پس از یک ویرانگری تجسم یافته بر مبنای همین قاعده است، در عصر حاضر متأسفانه رویدادهای تلخ (ی) در نتیجه رخ نمودهای تلخ تری، در حال تجسم اند که تنها مرجع رسیدگی به هر یک بدون دخالت ابزار غیر متمدنانه، متشور ملل است. یعنی گفت و گو، باید به جای غم به زانو نشستن به روش کم هزینه ترین بلکه بی هزینه ترین اشکال خود را از تصمیم پر پیچ و خم ها گشود. در منشور ملل (CHARTER OF THE UNITED NATIONS) بن بست (ی) در روابط و حقوق هر یک از اقالیم ششگانه وجود ندارد. در بهترین نمودار این صحنه گفت و گوی ایران و آمریکاست. در این میان یک نکته را باید متوجه بود. طبق منشور، هیچ حکمرانی حق ندارد و نمی تواند موجودیت یک کشور عضو در سازمان ملل متحد را تهدید کند. در متن منشور، تنها محتوای حقوقی آن قابل استناد است نه ایدئولوژی. بنا بر این با ره یافت، بار دیگر به ادامه مذاکرات روی آورد. به نظر می رسد تیم مذاکره کننده یا پیام گیر خوبی نیست یا پیام دهنده، غیر از این چنانچه با هر عنوان به مانند مشورت یا … چوب لای چرخ آنان گذاشته می شود، در هر سه حالت باید دست به اصلاح یا تغییر بزنند، به هیچ عنوان، هیچ گاه همواره طرف مقابل مقصر نبوده و نیست.