بیش از یک سال از حکمرانی آقای “دونالد ترامپ” می گذرد. قطعاً یکی از سیاست های اعلام شده اش پایان جنگ بسیار مخاطره آمیز risky در اوکراین است. وی در کارزار انتخابات سال گذشته بارها از نامزد دمکرات Democrat (ها) به دلیل حمایت از اوکراین به شدت انتقاد می کرد و وعده داد که در صورت پیروزی، به این رویارویی confrontation پایان خواهد داد و … پس از دیدار با رئیس جمهور فدرال روسیه که در آلاسکا انجام گرفت، به نظر نگارنده، قطعاً دو طرف در بخش هائی به چند تفاهم understanding دست یافتند، قطعی تر این که دربارۀ زمان یا چگونگی عیتیت آن، چیزی درز seam داده نشود، توافق کرده بودند ..، که ناگهان دو هفته پیش نشست صلح در برلین و ناگهان اعتراض تند و تیز صدر اعظم (chancellor) آلمان نسبت به بخش هائی از تازه ترین راهبرد امنینی کاخ سفید، رخ، نشان داد … اما همان گونه که قبلاً هم اشاره شد یکی از طرف های جنگ در اوکراین عضو دائم شورای امنیت Security Council است که یکی از قدرت های جهان نیز به حساب می آید، معلوم نشد رئیس جمهور اوکراین که با اصرار بر یک راهبرد (عضوبت در ناتو) بر مبنای چه برداشتی کشورش را درگیر یک اندیشه ای کرد که نتیجۀ آن از همان آغاز مشخص بوده است؟ و اینک پس از چند سال از جنگ حاضر شده با دریافت یک تعهد از آمربکا یا … نسبت به آن سیاست چشم پوشی کند؟ محاسبات غلط Incorrect calculations که گاهی از بی فکری سران یا رهبران ملل (سر ) می دهد و گاهی از روی لج و بعضاً سفسطه پراکنی، نتیجه ای جز بعضاً سرخوردگی برای خود و ویرانی و عقب ماندگی آن کشورها نخواهد داشت، قواعد سیاست روز دنیا یعنی درک درست و به هنگام از معادلات بین المللی است و این حقیقت مستلزم فهم عمیق deep understanding از رخدادهای گذشته، حال و آینده است … و اینک چند صد هزار نفر از مردم اوکراین در آوارگی به سر می برند، ده ها زیرساخت Infrastructure ویران و هزاران شهروند بی خبر این کشور یا جان خود را از دست دادند یا دچار نقص عضو شده اند، صورت فرسایشی erosion این جنگ و طولانی شدن آن نیز نمی تواند معادله چنین حقیقتی را به هم بزند …، آقای دونالد ترامپ با شعار اول ایالات متحده پا به کارزار انتخابات کشورش گذاشت و این یعنی نخستین اولویت در سیاست راهبردی او و تیم همراه (ش) فراهم (ی) طعم خوب زندگی برای مردم دانا (ی) آمریکا است، می توان گفت او از جمله به همین علت بود که با رأی بالائی به قدرت رسید … تا این که در انتخابات میان دوره ای آمریکا در تصمیم مردم نیویورک New York تحولی به وجود آمد که قطعاً کاخ سفید آن را به حساب خواهد آورد و … تا این که بر اساس بخشی از اسناد فوق سری در ایالات متحده که طبق قانون این کشور دو روز پیش منتشر شد، در گفت و گوی آقایان پوتین و بوش به تهدید هسته ای تهران نیز، اشاره شده است. هنوز مسکو واکنشی نشان نداده اما هر چه هست باید این حکمرانی را درک می کرده که نخستین برآیند در سیاست خارجی قرائت درست از منافع ملی است، برای این راهبرد، گزینه ای جز پیش بینی صحیح از متغیرات نیست. قبلاً هم اشاره کردم که پوتین ششدانگ به منافع ملی کشورش می اندیشد، یک بار منافع (ش) ایجاب می کرد در سوریه حضور دیدا کند، در متغییر بعدی باید از آن حا می رفت و رفت … اگر جائی در این کره، کل مملکتی را تقدیم روسیه کنند، کرملین به اندازۀ یک حق (وتو) این ولیمه را نمی پذیرد و نیز اگر قرائت درستی از سیاست های دور نخست ریاست جمهوری آقای دونالد ترامپ به وجود آمده بود، بعضی از وقایع تلخ Bitter events که اکثریت مردم متحمل شده اند، قابل پیش گیری بود، نه این که رسانه هائی سطحی نگر به نام (ملی) با حضور، مثلاً در سبزه میدان و تهیه گزارش خبری از عابرانی از همه جا بی خبر، گره امنیت همه جوره مملکت به ویژه در راهبرد اقتصاد به آن، زده باشند. یا مثلاً از فلان پایتخت همسایه گزارش تهیه می کنند در حالی که پشت سر چند دستگاه تاکسی پراید در تردد است. یعنی ما اینجائیم، کجایی؟ این نگاه سطحی نگر، تکراری، خسته کننده و بی محتوا را تغییر باید داد. باید در دل مردم آن جا نشست. با تحقق توسعه و پیشرفت با انصاف با زنده شدن مدنیت و تمدن و … نه این که عده ای پوچگرا با محتوائی عاری از هر گونه پاسخگوئی جز زور آن هم که نتیجه اش مشخص است.