در یک برنامه تلویزیونی، یکی از شخصیت های رسانه ای به نام آقای “حسین شریعتمداری” مدیر مسؤول روزنامه کیهان را دعوت کرده بودند که مجری به مضمونی می پرسد چرا بعضی ها در داخل کشور می گویند تنگه هرمز را باید باز کرد؟ پاسخ می دهد که در نهایت می شود، خیانت، حماقت، ساده انگاری و برخورد قوه قضاییه و دستگاه اطلاعات کشور …، او از ستون پنجم هم گفت. در پاسخ به وی باید گفت اولاً شما یک روزنامه نگارید یعنی به صورت کلی باید روشنفکرتر از این حرف ها باشید که چنین پیشنهادهایی خشن را حواله کنید که البته اگر هر دو سیستم مورد اشاره سر جای خود به شرح وظایف خود عمل می کردند این حال و روز کشور نبود. تازه اول تهدید کنید به کلانتری به شورای حل اختلافی مستقیم به قول هموطنان خوزستانی (ابو زعبل) که نمی شود. دوم این که مراقب رابطه هژمونی و حقوق بین الملل باشید. یک وقت از حد و حدود تصورتان خارج نشود، فعلاً تا همین جا نگه داشتم، اما اینک نیز توصیه می شود مراقب زمان بندی بسته شدن تنگه هرمز باشید. از زمان خود زیاد فاصله نگیرد و … در همین صدا و سیما که ای کاش خیلی زود از مراکز استان ها مثل همین جا تا تهران تغییر و اصلاح مهم در مفهوم برکناری ها و نه جا به جایی ها را شروع کنند. یک حرف درست از یک تحلیلگر که نشان می داد گرفتار چارچوب هایی است شنیدم. او گفت که آقای ترامپ آدمی است که هر چه در دل دارد بر زبان جاری می کند، آنالیز خیلی خوبی بود، او داشت درباره صداقت و تفاوت رییس جمهور فعلی با کلیت سیاست های هژمونی آمریکا آنالیز می کرد. متأسفانه همین تحلیلگران با علم به این حقیقت، به الدرم بالدرم و ایستادگی فرا می خواندند، چرا؟ چطور از این فاکتور خوب رفتاری که طرف هر چه در دل دارد بر زبان جاری می کند، استفاده نکردید؟ و … ، از این رو من بودم همین الان در سیاست خارجی حتماً تغیبراتی تحمیل می کردم و با حل و فصل مشکلات به ویژه با آمریکا شرایط تغییر در داخل کشور را فراهم می ساختم. امکان دارد در یک بازه زمانی شش ماهه بتوان این تغییر و تحول را در درون مملکت به وجود آورد، پس آقای شریعتمداری که مثلاً یک روزنامه نگار است به جای دعوت از کسانی که می گویند تنگه هرمز را باید باز کرد تا در یک برنامه تلویزیونی صحنه ای زیبا از یک دوئل فکری به وجود آورد، تهدید می کند که این افراد خائن اند. می دانید خائن کیست؟ خائن آن ناشایستی است که بر صندلی نمایندگی مجلس یا وزارت یا مدیریت یا استانداری یا قضاوت یا در سِمتی است که هم من و هم شما (ی) روزنامه نگار خوب می دانید که حقش نیست. شما به عنوان روزنامه نگار این معضلات ناشی از جاه طلبی ها را درست کنید. نماینده مجلس بلژیک می گوید یک آپارتمان ۵۰ متری با قسط خریده است و خوشحال بود که نزدیک محل کارش است و … اما آقای دکتر “عبدالله ناصری” که چند سال در رسانه دولت، افتخار همکاری با ایشان را داشته ام توصیه هایی دارد که می بایستی به آن با احترام توجه کرد. نگارنده با طرز تفکر ایشان به وبژه در میهن پرستی آشنا هستم، او خیلی راحت تر از آن هایی که مهاجرت کردند می توانست حتی با دعوت، کشور را ترک کند و یک زندگی لاکچری را برای خود و خانواده اش بسازد اما نرفت. نکته آخر این که اتحاد که می گویند و بر آن تأکید می شود به معنی همفکری است نه گوتره هر چه یک عده بخواهند همان بشود. این یک سوء استفاده بدی است، و این که از کاهش مدت زمان کار در دستگاه های دولت گفته شده که هم مغایر آیین نامه هاست و هم باید موضوع را از نگاه اجتماعی و تاثیر منفی آن بر رفتارهای خانواده ها، بررسی کرد. ۴۰ درصد برق کشور همسایه را ایران تأمین می کند که به منابع مالی برسد خوب چرا از ریشه مشکل را حل نمی کنید؟